شهید حسینعلی خلیل تبار


 


 
شهید حسینعلی خلیل تبار

                                          وصیت نامه شماره ی یک       شهید خلیل تبار

 

بسم الله الرحمن الرحیم

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون

هرگز مپندارید آنان که در راه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند

 

با درود سلام به رهبر کبیر انقلاب امام خمینی و با درود و سلام به شهیدان گلگون کفن راه انقلاب و با درود سلام به رزمندگان چه در جبهه ها و چه در پشت جبهه ها و با درود سلام به پدران و مادران شهیدان انقلاب که چنین فرزندانی به جامعه تحویل داده اند و با درود و سلام به ملت شریف و قهرمان همیشه در صحنه ی انقلاب .

 

یا ایها الذین آمنوا و ما لکم اذا قیل لکم انفروا فی سبیل الله اثا قلتم الی الرض ارضیتم بالحیوت الدنیا من الآخرت     آیه 37 سوره توبه

ای افراد با ایمان شما را چه شد که وقتی به شما گفته شود در راه خدا برای مبارزه با دشمنان حق و عدالت حرکت کنید به زمین سنگینی می کنید آیا زندگی دنیا را بر حیات جاوید ترجیح می دهید

 

براستی که خداوند جانها و اموال مؤمنین را در عوض بهشت از آنان خریداری کرده است آنها در راه خدا پیکار میکنند پس میکشند کشته می شوند . این وعده ای است به حق از جانب خدا که در تورات و انجیل و قرآن آمده است چه کسی با وفاتر به عهدو پیمانش از خداست پس شما را بشارت باد بدین  معامله ای که بدان دست زده اید و آن پیروزی و رستگاری است بزرگ.

امیدوارم که همه تان در همینجا مرا ببخشید مرا حلال کنید تا روحم آزاد باشد عزیزان من شما را همانند آنچه که امام علی (ع) فرزندش امام حسن (ع) را بدان سفارش کرده است وصیت می کنم شما را به تقوی و خدا پرستی سفارش میکنم و به اینکه بدانید خداوند بزرگ آگاه به نهان و آشکار شماست . به دل خود و به همانجا که کانون عشق و مهد آرزو است بپردازید و آنجا را مهربانتر از همه چیز آکنده سازیدو درآنجا رشته الفت   

خود را به آفریدگار خویش محکم کنید اگر روزی از اسرار آفرینش تا حدّی که تشنگی روحتان را فرو نشاند سر در نیاوردید بر نظام محکم کائنات خرده مگیرید.

و کوچکی فکر خود و قلت معلومات خود را فراموش مکنید و آنقدر عمل خویش را آماده برای ظهور امام زمان (ع) بکنید و برای بهتر آماده کردن خویش رو بسوی خدا آورید و خود را در مسیر وزش نسیم الهی قرار دهید و خود را از این نسیم کنار مکشید که گاه و بیگاه نسیم الهی شروع به وزیدن می کند و انسان باید هر چه زودتر خود را آماده ی این وزش نسیم کند. که الان موقع وزش است ما مسیر خودمان را با خون خود مشخص کرده ایم  و اگر خداوند مارا مورد قبول درگاه احدیت قرار بدهد ما هرگز از شهادت باکی نداریم و نداشته نه اینست آخر بدنها بدای مردن آفریده شده اند (بلی)...

 

« و ان تکن الاء بدان للموت انشاءت » اگر این بدنها برای مردن آفریده شده اند چه بهتر که انسان در راه خدا با گلوله ها و توپ ها و خمپاره ها کشته شود.

 

پس ای خدا ی بزرگ تازه دانستم که شهادت چه راهی است و همیشه آرزوی من بود که این راه سعادت است پس حال که اینطور است « والذین اصابتهم مصیه قالوا انا لله و انا الیه راجعون » خدایا  شهادت در راه خود را نصیب من گردان که شیرین ترین مرگهاست.

و ما هم با نثار خون خود که انشاءالله ومورد قبول درگاه احدیت قرار گیرد به جهان بشریت اعلام خواهیم کرد که ما هستیم که هرگز نخواهیم گذاشت که گزافه گویی های نا پاکان قلب قرآن ناطقمان را به درد آورد . و ای دوستان عزیز و هم شهرستانی ها و هم محلی های عزیز اکنون که در مزارم نشسته اید بدانید آنها که در این راه رفته و شهید شده اند اینها در مدرسه ی عشق رفته اند و راهی که ما رفته ایم مدرسه ی عشق است مدرسه ای است کلامی آشنا که آشنایی اش نه مدیون تکرار بلکه ارمغان تحقق مکرر آن است .

این مدرسه مثل مدرسه های دیگر نیست دفتر و کتاب وقلم ندارد در این مدرسه دیگر مجبور نیستی که در پشت نیمکت های اطو کشیده در انتظار صدای زنگ گاه چشم به تخته بدوزی به دفتر و گاه ..... درسهای این مدرسه خواندنی نیست وقت امتحان معلم چهار چشمی مراقب تو نیست . اصلاّ این مدرسه موعد خاصی برای امتحان ندارد و از همه بهتر در این مدرسه شاگرد و معلم وتمام اقوام همیشه با هم امتحان میدهند وقتی پا به این مدرسه می گذاری خود را قطره ای می بینی محصور در هزاران قطره ی دیگر در میان دریایی هستی که هیچ نمی دانی تا کجا ختم می شود و دیگر از کجا آغاز. بله همگی باید به این مدرسه رفت تا مدرک گرفت مدرک که گرفته شد دیگر با ما کاری نیست . بله سنگر مدرسه ی عشق است و جان تشنه و فطرت پاک ما را می آموزد که باید چگونه بود . می آموزد که من کیستم زندگی چیست هدف کدام است و چگونه باید مدام در راه تاخت وقتی در چشمان برادرانت دقیق می شوی که گویی همه یک سخن را با برق نگاه معصوم خود تکرار می کنند و همین است این دانشگاه ها دانشجوی با مدرک کامل تحویل می دهد دانشگاهی عالی است که معلمش خدا و در سش توحید و کنکورش تقوی و مدارک آن (شهادت است) و من در راهی قدم نهاده ام که ابتدایش مبارزه با کفار و دشمنان اسلام و انتهایش پیوستن به لقاءالله است و همچنین سخن را با خون خود به پایان می رسانم . وحال سخنی چند باید با پدر و مادر و خواهران و برادران و دوستان و آشنایان عزیزم به عرض می رسانم . پدر ومادر گرامی اول از خدا بعد از شما طلب عفو می نمایم امید وارم که مرا حلال کنید . پدر و مادر عزیزم درست است که باید عصای پیری شما می شدم اگر چه بر این امر واقف شدم و سر تا سر زندگی ام سرشار از عصیان و نا فرمانی از شما دو عزیز بوده است. و از شما و فامیل ها معذرت خواهی می کنم و امید وارم همه ی شما مرا ببخشید که نتوانستم از شما خدا حافظی کتم . اما با این تفاصیل امیدوارم شما این فرزند حقیر و عصیانگر را حلال نمایید . مادر عزیز تو غم ها دیده ای و در غم از دست دادن خیلی ها نشسته ای اما در مورد من چنین مکن چرا که پسرت شهید شده این پدیده فقط یک تغییر منزل است از فضای گرم خانواده دور شده و پیش خداوند باری تعالی که خالق هستی و صاحب بر حق همه بندگان خود است رفته ام . تو نیز باید افتخار کنی که فرزندت این امانت را فی سبیل الله یعنی در راه صاحب اصلی اش تقدیم نموده ای بنا بر این باشد از این مورد خوشحال باشی و خنده بر لبانت جاری نمایی پس امیدوارم بعد از خواندن این وصیت دیگر اشکی از چشمانت جاری نشود . اگر چه می دانم که احساس مادری این اجازه را تا حدودی از تو سلب می کند. اما همچون زینب استقامت از خود نشان بده و هرگز مگذاز که اشک تو را چه آشنایان و چه غریبه ها ببینند.وای همسر عزیز من می دانم که خیلی رنج کشیده ای از دوری من و همه اش چشم انتظار نشسته بوده ای و تا اینکه خداوند پسری به ما بخشید و از شما می خواهم که در تربیت این فرزند کوتاهی مکنید هر چند کوشش می کنید خدا به شما صبر زیاد عطا کند و ای پدر و مادر عزیز همچنان در تربیت من کوشیدید  از شما می خواهم با همکاری مادرش پسرانم را چنان تربیت کرده که گویا می خواهد مبارزه کند همچنان درس شهامت شهادت و پایداری بیاموزید نه درس انزوا و گوشه نشینی . ای پدر و مادر عزیز چنان تربیتم کردید که من به خدای خود رسیده ام و از شما تشکر می کنم و بی نهایت سپاسگزارم و امیدوارم که فرزندانم را طوری تربیت کنید که آنان را برای جنگی دیگر در آینده انشاءالله با آمریکا و شوروی و هر ابر قدرت دیگری که قصد نابودی اسلام را داشت آماده باشند پدر جان تو نیز چنین کن که این عمل به تقوی نزدیکتر است . وقتی به سر کار میروی با سینه ای بر آمده از انتقام و قدمهای استوارتر و راسخ تر از گذشته حرکت کن چرا که تو نیز در این امانت شریک بوده ای و در ضمن باید متذکر شوم که من حقیر جز نیکی از شما چیز دیگری ندیده ام اما در عوض منی که وظیفه ام احسان به والدین است خطا نموده ام از این رو سخت پریشان و پشیمانم پس امیدوارم که مرا عفو نموده از خدا برایم طلب آمرزش و از دوستان و آشنایان و به هر که  رسیده اید طلب عفو نمایید چون می خواهم روحم شاد باشد و شما ای خواهرهای عزیز زینب وار ایستاده بدون اینکه مصیبت بر شما دشوار گردد در کارهایتان و راه هایتان بیشتر بیندیشید و در خط امام و پیرو خط امام قدم بردارید و همچنان منتظر امام زمان بمانید که همین مسئله ی انتظار است که شما را از گناه دور نگه میدارد و از شما خواهش می کنم که اگر خطایی از من سر زده که حتماّ بدون خطا نبوده مرا عفو کنید و به بزرگی خود مرا حلال کنید و در پیشگاه خداوند برای من طلب آمرزش کنید و ای خواهر کوچکتر از من و ای خواهر زاده همه ی شما در کوشش و سعی خود  خودداری مکنید و همیشه در راه اسلام قدم بردارید و شما ها باید مبارزه با ابر قدرتها بکنید و در بسیج عمومی در هر کاری باشد خدمت کنید به دستور امام تا آنجا که قدرت دارید و ای همسر عزیز من که از شما راضی بودم و انشاءالله از خدا می خواهم شما را هم در صف این مؤمنین و همراهان زینب قرار دهد و ای خویشاوندان عزیزاین حقیر برادر ندارم و برادران من شماها هستید و فامیل های عزیزمان و پسردایی ها و غیروهمه شما باید یاوران امام عزیز باشید وشما با درس خواندنتان امام امت و انقلاب اسلامی را یاری کنید و به محض توانایی در بسیج نام نویسی کنید و پاسدار حرمت خون شهیدان باشید و ای دوستان و هم محلیان عزیز من تقوی پیشه کنید و یک لحظه از یاری رهبر و انقلاب امام عزیز دست برندارید و با تزکیه و تهذیب نفس زمینه ی ظهور و انقلاب حضرت مهدی را فراهم آورید  و در ضمن به فرزندان خود درس شهادت و شهامت و اسلام بیاموزید و همچنان مواظب این گروهک های خائن باشید که هر لحظه در صدد متلاشی کردن و پایمال کردن خون شهیدان هستند و مشت محکمی به دهان آنها بکوبید که از جایشان بلند نشوند.

ای پدر عزیز پولهایی که به شما رسید می خواهم این پول ها را مقدار کمی در مجلس من خرج کنید و بقیه پولها را برای من به عنوان نماز و روزه بدهید که من به خداوند خیلی بدهکارم و پولهای خود را در کاری خیر کمک کنید و از شما می خواهم در غذا خوردن آنگونه بخورید و بیاشامید که اسراف نشود که خدا اسراف کنندگان را دوست ندارد و در سر قبر من  زیاد گریه نکنید که کسانی دیگر شما را طوری دیگر ببینند و در سرقبر من مصیبت ابوالفضل . امام حسین (ع) بخوانید چون که خیلی دلم می خواست به کربلا بروم و اجر زیارت را ببرم و مصیبت ابوالفضل را بخوانید که چون من نذر کرده ی ابوالفضل بودم و خودم هم کمی از سقایی او بهره مند شدم و امیدوارم آنها در قیامت شفاعتم کنند .

آرزوی من اینست که فرزندانم را از تربیت کوتاهی مکنید و درس شهادت و شجاعت را به او بیاموزید تا ادامه دهنده ی راه پدر خود باشند . وهمسرم را در فکرش و تصمیمش آزاد بگذارید و با همدیگر مهربان باشید همانگونه که زینب با بچه های امام حسین بوده .

 

به امید پیروزی و زیارت در کربلا باشید انشاءالله خداوند ما را در صف شهیدان صدر اسلام قرار بدهد

 

                  درود بر خمینی _ مرگ بر آمریکا _ مرگ بر شوروی _ مرگ بر منافقین

 

 

                                    

 

 

 

                                             وصیت نامه شماره دو         شهید خلیل تبار

 

این وصیت نامه جزئی است اصل وصیت نامه در دست برادر فداییان کله بستی هست این چند کلمه را هنگام تشییع جنازه ام از بابلسر به محل حمل مینمایند در بین راه اول جاده محل ما قرائت شود در میان حضار با زبانی رسا خوانده شود       خدایا کمکم کن

 

                                  اعوذ بالله من الشیطان الرجیم          بسم الله الرحمن الرحیم

 

یا ایها الذین آمنوا لا تلهکم و لا اولادکم عن ذکر الله  و من یفعل ذلک فاولئک هم الخاسرون   (منافقون   آیه 9 الی آخر آیه 11)

ای آنانکه ایمان آوردید غافل نگرداند شما را اموال شما و اولاد شما از ذکر خدا واز یاد خدا از یاد قیامت و کسی که چنین کند آن از کروه زیانکاران خواهند بود و انفاق کنید از آنچه روزی دادیم شما را پیش از آنکه بیاید یکی از شما به سوی مرگ قبل از اینکه مرگ به سراغ شما بیاید . انفاق کنید گوش کنید حال وقتی در دنیا تمام کارهایی که نباید بکنید کردید و سرمایه ی خود را در راه خدا ندادید آنوقتی که مرگ به سراغ شما می آید مگوئید ای پروردگار من اگر مرگ مرا تغییر (عقب اندازی) زود می روم صدقه می دهم و کار نیک می کنم دیگر آنوقت که نمی شود سراغ کار نیک رود.

 

برادران عزیز تا می توانید در این دنیا کارهای نیک و کمک های خود را در راه خدا بدهید حال این سخن من نیست که با شما سخن می گویم بلکه این سخن خدای من است این سخن خدای شماهاست گوش کنید به این اندرز پند گیرید و بدان عمل کنید ای آنان که به ظاهر خود را آرایش به اسلام دادید ای آنانکه در دلهای خود نفاق کینه و حسد و دشمنی نسبت به اسلام و پیروان اسلام و پیروان انقلاب و رهبر انقلاب دارید . چرا بیدار نمی شوید سر خود را در لاک و برف فرو بردید و خیال می کنید که فقط می توانید از این دنیا بهره ببرید و این را بدانید که خداوند شما را بیخود نیافریده و شما را بدون حساب رها نکرده است.

افحسبتم انما خلقناکم عبثا و انکم الینا لا ترجعون    (مؤمنون   آیه 115)

آیا پنداشتید و خیال کردید که خلق کردیم و آفریدیم شماها را عبث و بیهوده خیال کردید که به سوی ما باز نمی گردید. این فکروخیال را از سر خود دور کنید بیندیشید و به باد روزی که وای حسرتا بلند است به یاد روزی که مردم از قبرها بیرون می آیند به یاد یوم الینا یعنی روزی که مردم یکدیگر را ندا می کنند اما دگر سودی ندارد چرا خفقان گرفتید و انگشت بر لب گذاشتید بر قلب خود مهر سکوت زده اید بیدار شوید اگر بیدار نشوید همانطور مهر بر دلهایتان خواهد ماند و دگر بیدار نخواهید شد بیایید بر نفسهایتان پیروز شوید غلبه بر خواهشهای نفسانی و دنیایی و شهوترانی خودتان اگر مبارزه بر نفس خویش نکنید هلاک خواهید شد و حال بنگر که خداوند تو به تو چه می گوید در اول آیه ی انسان به عجز و ناتوانی می افتد و از خدا می خواهد که دوباره زنده شود و به دنیا برگردد و کار خوب انجام دهد دیگر دیر شد آن موقع یاری رمق از شما گرفته شد دگر در چهار چوب حساب خدا خواهد بود هر کجا بنگر جز عذاب خدا را نخواهی دید آن موقع فریادت ندایت صدایت اثر نخواهد داشت ببین خدا چه می گوید « ولن یوخر الله نفسا اذا جاء اجلها والله خبیربما تعملون (منافقون آیه 11) »  می فرماید و هرگز دگر مرگ و اجلت رسید دگر زنده نخواهی شد و یک دقیقه برگشت به سوی دنیا نخواهید داشت ای انسان خداوند به تمام کارهایت آگاه هست به آنچه که عمل می کنید .

 

ای آن که فکر می کنی که فقط  شهوت و خوراک فقط فرزند و همسر فقط پدرومادر فقط پول فقط مادیت و فقط دنیا ... تو هم از این دنیا رخت خواهی بست و کوچ خواهی کرد اما خوشا بحال آنکه در راه حق پوید و به حق پیوندد

 

لازم به تذکر بود و هست من که الآن از دنیا هجرت کردم در بین شما نیستم بدانید روزی من هم در این دنیا بودم هواهای دنیا می خواست گولم بزند مادیت و پول می خواست مرا از خدایم جدا کند اما به لطف خدا از خدا خواستم مرا سعادتمند کند مرا با روز قیامت آشنا کند مرا از قفس عالم دنیا بیرون ببرد و الآن خدا به من نظر کرد و بدانید که همه ی شما امتحان خواهید شد و دنیا جای عمل آخرت جای حساب دنیا گشت و گذار هست و آخرت جای برداشت و جمع آوری و حاصل مزرعه ... الدنیا مزرعه الاخره

 

ای آنانکه به ظاهر مقدس و در لابلای این حضار هستید و همراه جنازه ام می آیید و ای منافقی که تا قلبت نسبت به اسلام و انقلاب خون گرفته و بالای دستت راخون گرفته منتظر حمله ی وحشیانه ی خود هستی و انتظار می کشی که فقط تو بمانی دگران را به سوی خود همانند رهبرت شیطان مردم را جوانها را فریب بدهی که به سوی اسلام نیایند ای منافق همانطور که مرا در جعبه ای می بینی همه را نظاره می کنم و شماها را به مردم می شناسانم و خود را هر چه زودتر از بین حضار و مردم غیور و شهید پرور جدا کنید از مردمی که حمایت از انقلاب و اسلام و رهبر خود می کنند جدا کنید وگرنه همه تان را به مردم به اسمهایتان معرفی می کنم زودتر خود را از میان جمعی که فقط هدفشان خداست و هدفشان ادامه ی راه شهداست جدا کنید ای فامیل ها که منافق شده اید ای مردمی که خط شما  مخالف با خط ما است عقیده ی شما با عقیده و روش ما فرق دارد جدا شوید از صف انسان های شایسته وگرنه اسمهایتان را خواهم خواند و همهت تان را تک تک معرفی می کنم مردم شماها را بشناسند و بفهمند شما مخالف با اسلامید مخالف با رهبرید مخالف با انقلابید از مردم میر بازار و کله بست می خواهم فقط پیش خود فکر کنید چه بودید و چه کردید برای انقلاب آیا حزب الله شما را به عنوان یک انسان شایسته می شناسد یا نه.

 

زود از کار خود پشیمان شوید و برگردید به دامن اسلام به دامن انقلاب انسان شوید از حیوانیت به سوی انسانیت برگردید ای که از حیوان پست تر هستید مردمی که فکرشان ذهنشان و روحشان و قلبهایشان الهی هست ای مردم شما را به خدا که جانم در دست او بود و الان گرفته و خود می تواند هر اراده ای بکند و انجام دهد و من تحت فرمان او هستم و همه باید باشیم نگاه کنید در بین خود آنکه چهره منافق دارد آنکه چهره ی حیوانیت دارد آنکه چهره ی وحشی گری دارد و آنکه چهره ی خون آشامی دارد آنکه رگ و پیوند شهوت گری دارد آنکه شیطان صفت و شیطان خصلت هست در بین شماخود مشخص است نگاه کنید خود به خود رنگش زرد می شود قبل از اینکه من اسمش را ببرم خودتان بنگرید می فهمید دارد خود را از میان مردم بیرون می کشانید می خواستند به اسم خداشناسی در بین شماها باشند هر که هست حتی خویشان من هستند چون می شناسم خدایا آنهایی که قابل هدایت هستند هدایت و گرنه نیست و نابودشان بگردان خدایا آنهایی که در راه تو کمک کردند از جان ومالشان از آنها قبول گردان و از خون ناچیز من که در راه خدا داده ام به شایستگی قبول فرما .

 

 

                                 

                            

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مناجاتنامه و وداع های آخر زندگانی « شهید خلیل تبار»

 

                                                         بسم الله الرحمن الرحیم

                                            

                                                 خدمت ملت شهید پرور کله بست و دیگر

خدایا به ملاقات تو دارم می آیم خدایا وقت آن رسیده که وعده داده بودی خدایا امروز ملاقات من با تو رسیده خدایا شب مناجات و زیارت من رسیده خدایا امشب شبی است که دارم از دنیا وداع می کنم خدایا تو به من گفتی که از دنیا وداع کن و به سراغ من بیا خدایا من حرف تو صدای تو را شنیدم و لبیک گفتم اکنون به دیار عاشقان رسیدم بیا دستم را بگیر و من را در دیار عاشقان ببر و مرا از دیار غربت بیرون کن دیاری که همه زرق و برقهایش باز در او چیزی نیست دیاری که ظاهر شیرین دارد اما باطنی تلخ ... خدایا به من وعده دادی الآن وقتش رسیده و من آمده ام خدایا مدتها بود در این دنیا گناه می کردم خدایا مدت عمر من تا به اینجا رسیده تابع هوای نفس بوده ام اما لحظه های آخر من لطفت به من رسیده لحظه هایی که الآن دارم مناجاتم را می نویسم لحظه هایی است که دارم به مرگ نزدیک می شوم یعنی یکی دو ساعت بیشتر نمانده نزدیک ملاقاتم رسیده خدایا اگر عاشقم نشوی من به چه کسی پناه ببرم اگر دلم را از محبت پر نکنی کجا بروم خدایا نفس های من دارد مرا از تو دور می کند ولی من که به اینجا آمده ام خواست تو بوده تو مرا خواستی مسیر هایی که من پیموده ام مرا به اینجا کشانده ای  یعنی خدا لطفت به من برسان و می رسانی الآن لحظه هایی است که برایم خیلی ارزش دارد وقتی انسان به یادش می آورد که چند ساعت دیگر می میرد چه حالتی به ما دست می دهد خدایا من به جز تو کسی را ندارم خدایا گناهم را ببخش خدایا مرا عفو کن خدایا دست من حقیر و مسکین و خاضع و درمانده و گنهکار را بگیر خدایا وقت آن رسیده که دارم صدایت می کنم خدایا نگفتی « ادعونی استجب لکم » بخوانید تا اجابت کنم شما را خدایا وقت خواستن رسیده وقت شمردن نفس ها رسیده الآن نامه های آخر من دستم می لرزد خدایا کمک کن تا نامه را تمام کنم خدایا دنیا با همه ی پستی اش خدایا دنیا با همه ی زرق و برقش .... می خواست مرا به خودش بکشاند ولی من سوی تو آمده ام مرا بپذیر قبل از گرفتن نفس های آخر من توبه ام را بپذیر مرا عفو کن الآن که نامه را می نویسم برای شما مردمان عزیز و دوستان وهمسنگرانم خاندان و خویشانم پدرومادرم و خانواده و فرزندانم لحظه های شمردن نفس من یعنی می توانم بگویم با مرگ چند قدمی هستم یعنی حتی می بینم به من اشاره شده یعنی یقین هست که انسان مرگش را می بیند ای پدرومادر من دیگر لحظه های آخر من رسیده دیگر وقت خداحافظی با شماست پدرومادرم من نتوانستم آنجا با شما خداحافظی کنم الآن در نامه نوشتم پدرومادر من در آخرهای عمرم عزیزان من از شما می خواهم شما را به خون مقدس شهدا و امام حسین قسم می دهم مرا حلال کنید پدرومادرم و خانواده عزیزم رنجها کشیده اید مصیبت ها می بینید عزیزانم می دانم برایم خیلی زحمتها کشیده اید  میدانم رنج ها برایم متحمل شده اید شب و روز را خواب نداشتید خیلی به من لطف داشتید ولی من برای شما فرزند خوبی نبودم به شما رنج می دادم اما بدانید و از خدا بخواهید من در آن دنیا رو سفید گردم شاید بتوانم شما را کمک کنم از خدا برایم دعا کنید مورد شفاعت معصومین قرار گیرم از خدا بخواهید مرا بیامرزد واز مردمان عزیز می خواهم مرا حلال کنید مردمانی که من به شما ستم و آزار و اذیت وشید به مالتان در کودکی دستبرد زده ام مرا حلال کنید سعی کنید راهم را ادامه دهید دیگر در میان شما نیستم ولی پشت مرا نشکنید برادرانتان را بسازید فرزندانتان را بسازید فرزندانتان را در راه اسلام بدهید برای خدا بفرستید فرزندانم را نوازش کنید به یتیمان مهربانی کنید به پدرومادرم مهربانی کنید آخر پدرومادرم برایم خیلی زحمت کشیده اند به خصوص مادرم با یک دست خودش ، به خانواده ام نظر لطف بدارید ای مردم مسلمان و شیعه این مکتب من است مکتب حسین (ع) است مکتب اهل بیت است همه باید بروند خوشا به حال کسی که به این راه می رود سلام مرا به همه دوستانم برسانید مرا عفو و حلال کنید خدایا خوشحالم که چنین سعادتی را نصیبم کردی (شکر).